من شكستم آري تو شكستم دادي باده رنگ و ريا را تو
به دستم دادي من غريبم آري تو غريبم كردي بي خبر از
آيينه ها پر فريبم كردي تو مرا همچون شمع از سر جور و
جفا سوزاندي تو مرا سوزاندي تو مرا بر در و ديوار بدي
كوباندي من شكستم آري تو شكستم دادي تو مرا از
بودن تو مرا از من و از ما و تو پنجره ها ترساندي... تو مرا
از فردا... تو مرا از دريا... تو مرا ترساندي من اسيرم آري
تو اسيرم كردي... بي خبر از باران.. تو كويرم كردي از
شراب دوري تو چه سيرم كردي من شكستم آري ..
نوشته شده توسط مهدی در دوم بهمن 1389 ساعت 15:22 موضوع عاشقانه | لينک ثابت
سلام:
تو این پست یه مطلب گذاشتم خصوصیات متولدین هر ماه رو نوشته . من که برام جالب بود شما هم بخونید نظرتون رو بگید ممنون![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط مهدی در بیست و پنجم دی 1389 ساعت 14:3 موضوع طنز و سرگرمی | لينک ثابت
سلام به شما دوستای عزیز انشاالله هرجا که هستید خوب و خوش و سلامت باشید. راسیتش یه چند وقته گرفتارم و نمیتونم آپ کنم و از این بابت ناراحت ومتاسفم فقط در حد چند دقیقه میومدم و نظرات شما عزیزان رو میخوندم از تمام کسانی که تو این مدت به وبلاگ خودشون اومدن و با نظراتشون من رو شرمنده کردن تشکر میکنم و کسانی هم که ما رو فراموش کردن....... ولش کن فقط میگم اگه مسیرتون این طرفا افتاد به ما هم سر بزنید. در کل از همتون ممنونم و سعی میکنم زود زود آپ کنم و شما هم به من زود زود سر بزنید ![]()
![]()
:سلام سلام سلام ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط مهدی در چهاردهم دی 1389 ساعت 0:19 موضوع | لينک ثابت
چه قدر سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو ازت گرفته
به جاش يه زخم هميشگي به قلبت هديه داده زل بزني
و به جاي اينکه لبريز کينه نفرت بشي
حس کني هنوزم دوسش داري
چه قدر سخته دلت بخواد سرتو باز به ديوار تکيه بدي
که يـک بار زير آوار غرورش همه وجودت له بشه
چه قدرسخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني
اما وقتي ديديش هيچ چيز جز سلام نتوني بهش بگي
چه قدر سخته وقتي پيشته سرتو بندازي پايين و آروم اشک بريزي
چون دلت براش تنگ شده، اما آروم اشکاتو پاکني تا متوجه نشه...
چون حتما فکر مي کنه ديوونه اي!
چه قدر سخته وقتي پشتـت بهشه
دونه هاي اشک صورتت رو خيس کنه
اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوز دوسش داري
چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگران ببيني
و هزار بار تو خودت بشکني و اون وقت زير لب آروم بگي
گل من باغچه نو مبارک...
اینا برای تو .
نوشته شده توسط مهدی در بیست و یکم آذر 1389 ساعت 22:12 موضوع عاشقانه | لينک ثابت
شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه ي گل هاي نيلوفر صدا كردم.
تمام شب براي باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم.
پس ازِ يك جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس تو را از بين گل هايي كه در تنهايي ام روييد با حسرت جدا كردم
و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي دلم حيران و سرگردان چشماني ست رويايي
و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم تو را در دشتي از تنهايي وحسرت رها كردم
همين بود آخرين حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگينت حريم چشمهايم را به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم
نمي دانم چرا رفتي؟
نمي دانم چرا ، شايد خطا كردم
و تو بي آن كه فكر غربت چشمان من باشي
نمي دانم كجا ، تا كي ، براي چه ،
ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد
نمي دانم چرا ؟ شايد به رسم و عادت پروانگي مان باز براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم...!!.
نوشته شده توسط مهدی در هفدهم آذر 1389 ساعت 0:43 موضوع عاشقانه | لينک ثابت
![]()
زیر چتری که در دستش دارد، روی نیمکت روبروی من نشستهای.
شاید فقط نور سیگار من از آنجا معلوم باشد. ولی تو آنرا هم نمیبینی.
نیمکتم در تاریکی قرار دارد.
با هم به چیزی گوش میدهید. نمیدانم از آهنگ لذت میبری یا از باران یا از شب یا از او!
اگر جای او بودم در آغوشت میگرفتم تا سردت نشود.
آن ترانه هنوز تمام نشده است.سکوت کرده اید و گوش میکنید.سکوت کرده ایم و نگاه میکنیم، من و سیگارم که حالا خیس شده است و خاموش.
ترانه تمام میشود.صورتش را نگاه میکنی و او به خود میبالد!
باران شدت گرفته است. دستت را میگیرد و میروید. سیگاری روشن میکنم.
اینجا هنوز تاریک است.
من و سیگار به صدای باران گوش میدهیم.
خیس میشویم.
خاموش میشویم.
تاریک میشویم!!!
نوشته شده توسط مهدی در نهم آذر 1389 ساعت 2:4 موضوع عاشقانه | لينک ثابت
آرام نشسته ام ، تو سوار بر يک خيال عاشقانه به ذهنم سفر مي کني . بي قرار مي شوم از حضور غريبت ، قلبم تلنگر مي زند: بجنب چرا ساکتي؟ تو بايد بگويي ، بايد مرا فرياد بزني . ولي نمي دانم شايد ترس از پايان اين روياي شيرين نمي گذارد .
نوشته شده توسط مهدی در هفتم آذر 1389 ساعت 0:31 موضوع عاشقانه | لينک ثابت
دیگر هیچ ستاره ای در آسمان آرزوهایم چشمک نمیزند
حتی نگاهی به اسمان نمیکنم.بسیار دلتنگم!!!دلتنگتر از هرشب.نمیدانم در اعماق این همه درد چگونه بمانم,چگونه نفس بکشم.من کجای این زمین را کجای این دنیا را خط خطی کرده ام که سهم من همیشه غم وبیکسی بوده!!
من خدا رو میخوام.
دوستای عزیز این قطعه رو یکی از دوستان به نام آرزو خانم لطف کرد برام فرستاد و من هم خواستم شما هم بخونید و نظرتون رو بگید. ممنون از شما عزیزان و آرزو خانم که زحمت کشیدن.![]()
نوشته شده توسط مهدی در سوم آذر 1389 ساعت 16:56 موضوع عاشقانه | لينک ثابت
مرا که رها ميکني
دروغ در ميان چشم هاي تو داد مي زند
نگو که عاشق مني
نبض تو براي من نمي تپد
اگر دلت به جز حضور من
عشق ديگري نداشت
هنوز بودي و هنوز
در سکوت خلوتم ترانه مي شدي
عشق تو دروغ بود
و مي روم که گفته اند
يک گل ميان باغچه
بهانه اي براي رويش بهار نيست
نوشته شده توسط مهدی در یکم آذر 1389 ساعت 23:49 موضوع عاشقانه | لينک ثابت
سلام:
دوستای عزیز بابت تاخیر ببخشید. عید تون مبارک هم عید قربان که گذشت هم عید غدیر که اونم میاد میگذره. یه ذره گرفتارم شما که دلاتون پاکه برای منم دعا کنید زودتر نجات پیدا کنم. ممنونم از تک تکتون![]()
.
به امید سلامی دوباره.![]()
نوشته شده توسط مهدی در بیست و هشتم آبان 1389 ساعت 23:15 موضوع | لينک ثابت
در آغوشم بودي! قطره اشکي بر گونه ات لغزيد خواستم با انگشتانم آن
قطره اشک را پاک کنم اما...! اما، آن قطره اشک براي انگشتانم آشنا بود ...
آشنا بود...؟ يادم آمد....! آن هنگام که خداوند تو را مي آفريد خاک تو را با
اشکهاي من سرشت، راستي به گونه هاي خيس من نگاه کن، اشکهاي
من براي انگشتان تو آشنا نيست! زندگي مسابقه نيست زندگي يک سفر
است و در آن مسافري باش که در هر گامش ترنم خوش لحظه هاست.
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط مهدی در بیست و پنجم آبان 1389 ساعت 16:55 موضوع عاشقانه | لينک ثابت
نگاه نا دیده ی نامش را میدانم.
همانگونه که ناقله ای را در دور دست.
ترانه ی کلامش را نسیم چشمه های دور را نیز بر دشت منظرم.
اما چشمانش را نه هرگز ندیده ام!
نگاه نادیده به گونه ی رودی روان و آسمانی باز پدیدار میشود.
اگر اینگونه نیست:
پس تمنای تطهیر در من و شوق پرواز از کجاست؟
نوشته شده توسط مهدی در بیست و دوم آبان 1389 ساعت 13:4 موضوع عاشقانه | لينک ثابت
شب سردي است، و من افسرده......
راه دوري است، و پايي خسته.......
تيرگي هست و چراغي مرده.....
مي کنم، تنها، از جاده عبور....
دور ماندند زمن آدم ها.......
سايه اي از سر ديوار گذشت......
غمي افزود مرا بر غم ها.............
فکر تار![]()
يکي و اين ويراني بي خبر آمده.......
تا با دل من قصه ها ساز کند پنهاني.........
نيست رنگي که بگويد با من.....
اندکي صبر، سحر نزديک است.
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط مهدی در بیستم آبان 1389 ساعت 19:40 موضوع عاشقانه | لينک ثابت
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
*اومدم شب هارو باور نکنم بوسه نذاشت*
اومدم غصه رو باور نکنم،شب نميذاشت
حالا باور بکنم يا که باور نکنم
دردي درمون نميشه
کاري آسون نميشه
کوه غصه توي قلبم ديگه ويرون نميشه
مي تونست چشماي تو شب هارو روشن بکنه
نذاره غم توي دل اين قده شيون بکنه
توي دل هيچ ميدوني غم داره آواز ميخونه؟
دل تو،خنده ي تو،چشماي تو،دستاي تو
ميتونستن نذارن شب هارو باور بکنم
حالا باور بکنم يا که باور نکنم
دردي درمون نميشه
کاري آسون نميشه
توي دل هيچ ميدوني غم داره آواز ميخونه؟
اينو من ميدونم و اين شب تاريک ميدونه.........
نوشته شده توسط مهدی در شانزدهم آبان 1389 ساعت 1:0 موضوع عاشقانه | لينک ثابت
آهای ای غریبه ای زیبای خواستنی.........
باورم نمیشود که رفته ای!!!!!!!!
بون آنکه چشم های خیس مرا که زاهدانه در حضور چشم های تو گناه رده بود دیده باشی..
ای همیش ماندنی.........رفته ای........ وعهد های بسته ی مرا شکسته ای.
نازنینم شعرهای خوانده و نخوانده ام. برق عاشقانه ی نگاه من برای تو بهانه بود.....
از حریم خلوتم پا کشیده ای بریده ای.
به من نگو از حروف نام تو ساده بگذرم......
که من جز نام قشنگ تو حرف دیگری نخوانده ام.
نوشته شده توسط مهدی در یازدهم آبان 1389 ساعت 15:12 موضوع عاشقانه | لينک ثابت
رفتم. رفتی. رفت....... آری رفت رفت رفت. رفت و تنهایم گذاشت.
رفت و چنان تنها ماندم که خدا هم بر من رحمش آمد.
نوشته شده توسط مهدی در دهم آبان 1389 ساعت 22:23 موضوع عاشقانه | لينک ثابت
اگه عاشقشی. اگه دوستش داری. اگه فکر میکنی باهاش آرامش داری الان بهش بگو شاید بعدا فرصت نشه![]()
![]()
برو ادامه مطلب داستانش قشنگه نظر یادت نره![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط مهدی در هفتم آبان 1389 ساعت 2:42 موضوع عاشقانه | لينک ثابت
و اما عشق سالهاست که ازت پرسیدم اما جوابم فقط سکوتت بود. عشق اما ندارد. عشق رازیست سر به مهر نامه باز نشدنی که دارای پیامیست بدون آنکه گفته شود. یاد گرفتم کمتر بپرسم کمتر بدانم که چیست اما میدانم که عشق تنها مجرمی است که بدون آنکه مجازاتی برایش باشد هر روز هر ثانیه هر دقیقه قربانی تازه میگیرد و لبخند تنها همدردیش است و بس. و چه بیرحمانه میکشد و به آتش میزند این عشق ![]()
نوشته شده توسط مهدی در چهارم آبان 1389 ساعت 23:28 موضوع عاشقانه | لينک ثابت
دختران دانشجوی دانشگاه های دولتی از ترم 1 تا ترم 8
ویژگی های کلی: این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوار شده اند اتوبوس می باشد.از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!!
نوشته شده توسط مهدی در سوم آبان 1389 ساعت 21:50 موضوع طنز و سرگرمی | لينک ثابت
تو این پست یه نوشته طنز گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد و البته تکراری نباشه اگرم بود
خوب بود دیگه .
حاج آقا آنجلینا جولی خوشگل تره یا حورییای بهشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده توسط مهدی در سوم آبان 1389 ساعت 21:38 موضوع طنز و سرگرمی | لينک ثابت
درباره وبلاگ
سلام دوستای عزیز به وبلاگ خودتون خوش آمدید. امیدوارم لحظات خوبی با هم داشته باشیم. لطف میکنید با نظرهاتون من رو تو هرچه بهتر شدن این وبلاگ یاری میکنید.
درضمن با تبادل لینک هم موافقم. منو با اسم کلبه ی دوستی لینک کنید بعد اطلاع بدید با چه اسمی لینکتون کنم.
فهرست اصلي
آرشيو موضوعي
دوستان
نوشته هاي پيشين
طراح قالب
POWERED BY